سلام دوستان عدد (یک) منشاء تمام اعداد بی نهایت است و عدد (یک)معنی و مفهوم دهنده کلیه اعداد بی نهایت است اگر عدد (یک) نباشد محاسبه هستی از محالات است و غیر ممکن . این عدد (یک) است که به تمام اعداد و محاسبه ریاضی معنی و مفهوم میدهد. غیر از عدد (یک)همه اعداد ضعیف و متکی و نیازمند عدد (یک)می باشند . ملیاردها صفر بدون عدد (یک) معنی و مفهوم ندارد . یعنی هیچ است و پوچ، وتمام اعداد وابسته به عدد (یک) می باشند خود عدد (یک)به خودش نیاز دارد و به هیچ اعدادی نیاز ندارد این مثال خوبی است برای اثبات خداوند یکتا و قادر و متعال هر چند خود عدد (یک) را خدا خلق کرده و به آن عینیت وجودی و ظاهری داده است حالا انسان جانشین خدا در روی زمین است و سرور تمام موجودات ملک و ملکوت است و عدد (یک) نیز سرور تمام اعداد بی نهایت است حتی انسان نیز سرور اعداد است چون این انسان است که به عدد (یک) معنی و مفهوم میدهد و الی اگر انسان نبود عدد (یک) به چکاری میامد و یا چگونه توسط سایر موجودات درک میشد پس باز این انسان است که ماهیت عدد (یک) را بیان میکند و به آن معنی و مفهوم میدهد وجالب اینجاست که عدد (یک) نمی تواند  شریک داشته باشد یعنی اینکه دو عدد باشند که یکی مثلاً تا 10 میلیارد را تعریف کند و دیگری مثلاً ده ملیارد دیگر را تعریف نماید و آنموقع اولاً اعداد بی نهایت نبود یعنی (یک) انتهای داشت و این دوعدد شریک میتونست نصف آن را به نسبت مساوی حکمرانی می کرد  و عقل انسان این را باور دارد که یک چیز بی نهایت را نمی توان براش شریکی قائل شد شریک برای متناهی است نه غیر متناهی و این هستی و اعداد کلاً غیر متناهی می باشد پس از این رو برای خدا اصلاً نمی شود شریکی قائل شد و جالب این جاست که واحد تمام اعداد عدد (یک)است یعنی مثلاً عدد 3 متشکل از سه عدد (یک) است که شده سه یا مثلاً عدد 9 متشکل از (1+1+1+1+1+1+1+1+1) نه تا (یک) شده (9) و به همین صورت تا آخر یعنی از کثرت به وحدت و از وحدت به کثرت همه ما به سوی وحدت در حرکت هستیم که اول و آخر ما خدا است و کف خلقت ماده است و راس خلقت عالم ملکوت است که لایتناهی می باشد .

استدلال بنده برای عدد (یک) به شرح ذیل می باشد

استدلال اول: ما قبل از (یک)، عدد حقیقی دیگری نداریم. تا (یک) نباشد، دو پدید نمی آید. پس وجود (یک)ضروری است. پس باید(یک) اولی باشد تا هستی اعداد بوجود آید و آن واجب الوجود، (یک) است .
استدلال دوم: از آن جا که هر چقدر صفر بچینیم، عددی پدید نمی آید، نیازی  به اعداد پشتی ندارد (یعنی کلا در ذات خود نیازی به اعداد پشت ندارد). پس خدا نیز نیازی به علت ندارد.
استدلال سوم: اعداد هر چقدر بزرگ باشند، اگر به عقب برگردیم، آخر به (یک) میرسند. پس تسلسل نیز باطل است، چون به (یک) ختم می شود.